تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - چند نکته
روزام دارن میگذرن
چه خوب و شاد، چه سخت و خسته کننده....
باورم شده که زندگی چیز قشنگیه، باید باورش کرد....وقتی هم که همه چیز سرجاش باشه که عالی....

+یونی خوش میگذره، حتی با همه ی اتفاقاتی که دارن واسم مثل یه خاطره واسه ترم اولم میگذرن
چیزای جالب و تازه ای دارم تجربه میکنم، خوشحالم
طرز تفکرم
رفتارم
شخصیتم
یه خرده دارن به واقعیت نزدیک میشن
هرچند که بیشتر اوقات دیوانه بازی هامو دارم، واسه همه چیز میخندم،  وقتی اول صبحی دارم میرم یونی میخندم که روزم خوش بگذره

+سریکی از کلاسا از سرما داشتم متلاشی میشدم. دستکش پوشیدم بعد دوستم یه متن ادبی خوند،وقتی تموم شد
همه ساکت بودن، یهو من بنا کردم به دست زدن...
یعنی فرض کنین همه ی کلاس ساکت، بعد من با دستکش تاپ تاپ تاپ دست زدم...
مائده ضعف آورده بود. استاد میگفت: من شنیده بودم یک دست صدا نداره.

روزام همینجوری دارن میگذرن....
شاید از این به بعد زود به زود آپ کردم.


تاریخ : دوشنبه 10 آذر 1393 | 12:11 ق.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.