تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - حسای خوب
کلی دلهره دارم به خاطر جواب انتخاب رشته....
گفته بودن شاید 10 بیاد که راست نبود..همون  15 میاد به احتمال زیاد...
نمیدونم باید این حس دلهره م رو مثل خیلی از حسایی بذارم که بیخیال ازشون گذشتم یا نه؟
میدونی؟
مثل حس امتحان دادن این سال آخری بود که همه میگفتن که بهتون نمره نمیدیم از بس شیطونین...
مثل حس موقع کارنامه گرفتن بود که حتم داشتم تجدید میارم به خاطر کارای سرکلاسم، یا اذیت کردن ریز ریزی دبیرا...که آخرشم خوشحالم کردن واقعا!تلافی نکردن! دبیرا ما اسطوره ی مقاومتن
مثل همون حس هاست..
امیدوارم خوب تموم شد و یه آغاز خوشمل داشته باشه.


+از طرف پدر ملقب شدم به قاتل!
1.قاتل لواشک
2.قاتل شارژ اینترنت و موبایل...
همی خدا را شکر گوییم که مادر غذایی درست نکرده است که متوجه بشود رب انار و رب آلوچه ی در یخچال کم شده است.


+داشتیم هوش سیاه رو میدیدیم رسید به اون قسمتی که هوش سیاه تو کتابخونه کار میکنه...
من خیلی با افسوس:  هییییییییییییی، چقدر کتاب...........خوش به حالشون....
رو به مامان: مامان، حاضرم برم زندون بتونم این کتابا رو بخونم.....

مامان: خاک بر سرت......

من:
شخصیت پودر شده:




+یه پسرخاله م یه زن داره دو سال از من بزرگتر
یکی دیگه یه زن داره همسن من
یکی دیگه یه زن داره دو سال از من کوچیکتر..

عاغا ما هیچ، ما نگاه

من آنم که رستم بود پهلوان بعلللللهههههههههههههههه...ما اینیم چیه؟ فکر کردین میرم اسید میخورم؟






تاریخ : چهارشنبه 12 شهریور 1393 | 01:07 ق.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.