تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - تولد حضرت معصومه(ع)+روز دختر
روز عــــــزیـزای دل بـابـا
نـامـوس داداشـا
هــــــووی مـامـانـا
جـیـگـر بـچـه محل ها
دخـــــــی بـــــــلاها
جـینگول مینگولا
روز دخـــــــــــــتـــــــــــــــــــــر  خوشگلا مبـــــــــــــــــارک
 

یادتون نره کادو بگیرین
کادو چیز خوبیست.11192_gholi2.gif

روزهام میگذره. از وقتی برنامه ریزی کردم تازه قدر تک تک ثانیه های عمرم رو میدونم. 
برنامه چیز خوبیست.تازه فهمیدم زندگی چیه؟ قبلن واقعا چجوری من زندگی میکردم؟81872_ghayem.gif

یه آهنگی بود که "جیهو"  تو فیلم "پسران برتر از گل" با ویولن میزد خعلی ناز بود.give_heart_girl.gif نُتش رو پیدا کردم با گیتار میزنم. خعلی قشنگه. قراره با یکی دیگه همین آهنگ رو دوئت کار کنم.
موسیقی چیز خوبیست.43272_gholi_gitar_khanande.gif

از کلاس زبان که تعطیل شدیم اومدیم منو هانیه آسانسور سوار شیم برسیم پایین،دیدم شلوغه. گفتیم از پله ها بریم.
از اونور مهتاب سوسو میداد که داره با آسانسور میره.
من و هانیه دوییدم اومدیم طبقه ی سه دگمه ی آسانسور رو زدیم،تا همکف همین کار رو کردیم. هی آسانسور وامیسته دیگه.ja2.gif
هیچی تا پایین که رسیدیم مهتاب اینا نرسیده بودن. فکر کنم آسانسور قاطی نموده بود گیر کرده بود.biggrin_girl.gif
موذی بازی چیز خوبیست.83082_(33).gif

تیکه کلامم شده " با دمپایی ابری خیس میزنم تو دهنتا"  یا "oh,my godness"  
البته اولی بیشتر کاربرد داره.
تیکه کلام چیز خوبیست.biggrin_girl.gif

امروز اتاقمو تمیز کردم. بعد دیدم سیم سیارمون قاطی داره،پیچاشو باز کردم این سیم هاشو بررسی کردم دیدم درستن، دوباره وصلشون کردم.
الان که میزنم به پریز برق،  جرقه میزنه.77362_(sorati).gif
خراب کردن وسایل چیز خوبی نیست.engel_girl.gif
آخه قبلن اتوی مو رو درست کرده بود با سیم برق یه چیز دیگه رو.فکر کردم اینم آسونه دیگه.19482_eva.gif

امروز نشستیم فیلم "جشن دندونی" من رو دیدیم.چقدر کوچمولو بودم من.اینقدرم آروم بودم، همه نشسته بودن داشتن کادوها رو باز میکردن،من با کمال خونسردی،خیلی شیک و مجلسی نشسته بودم داشتم نقل میخوردم.girl.gif
یعنی هیچکس به مغزشم خطور نمیکرد یه روز برسه که من اینقدر شیطون بشم.
شیطنت چیز خوبیست.بعلههههههههههههههههههههه77362_(sorati).gif


تو راهنمایی بد شیطون بودم. بعد یه بار اومدیم بچه ها رو گذاشتیم سرکار. هی میگفتیم مقنعه تون خاکیه،اونا هم میزدن تو سرشون که پاکش کنن،ما میگفتیم بازم خاکیه اونا بدتر میزدن،بعد ما مینشستیم میخندیدیم. بعد من،محدثه یکی از خرخونا رو سرکار گذاشتم،دوستش بهش گفت که سرکاری.
اینم نه گذاشت نه برداشت نه بلند کرد نه چیزی رفت به دبیرمون گفت اینا منو اذیت میکنن. skeptisch_girl.gifدبیرم اسم ما رو نوشت تو دفتر انظباطی.skeptisch_girl.gif
از اون روز اسمش شد جاسوس،چون حدس میزدیم خبرای کلاسمون رو هم اون به بقیه میگه.
الان تو کلاس زبان با همیم. تا میبینمش میگم:سلام جاسوس.
بدبخت فقط میخنده. حق نداره حرفی بزنه،وگرنه با دمپایی ابری خیس میزنم تو دهنش. بعلههههههههههههههه48642_gholi_cowboy.gif


یه جا بود یاد داده بود که از این ستاره درست کنیم. نمیدونم کجا بود.77362_(sorati).gif من از اینا موخوم




این دستبندا رو ببین چقدر جینگیلین.



یکی منو بگیره غش کردم. سر امتحانای ترم که صبح بیدار میشدم، همزمان با درس خوندن اسمارتیز میخوردم. اصن یه وعضی...



میخوام از فردا یه خرده وقتمو بذارم واسه نقاشی. بدجور دلم تنگ شده واسه نقاشی کردن، شعر گفتن،متن نوشتن.


این وبلاگ دوست منه----------------------->Dokhtare tak



تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392 | 10:26 ب.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By SlideTheme :.