تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - قیامت
سرت را بلند بکن مرد
این روزها کسی معنی رحم و دلسوزی رو نمیفهمد
باید همه ی دردت را بریزی در خودت
هرچه نباشد تو پدر یک  خانواده ای
فدای چین های پیشانیت
ایشاا... تا ابد با آبرو بمانی
اگر میدانستی وقتی آمدم خانه چقدر گریه کردم باورت نمیشد
مادرم میگفت:برای یک غریبه اینگونه گریه میکنی؟!
غریبه هستی اما خب وقتی دیدم کمرت چقدر زیر ظلم این روزگار خم شده
طاقت نیاوردم
فدای مادر که چقدر دلداری ام داد
دیگر بخواهم بیایم بیرون
چشم هایم را میبندم
نمخواهم کسی را ببینم
نمیخوام شرم یک پدر را ببینم
نمیخواهممممممم خدایا نمیخواهممممممم
قیامتت را برپا کن.....






+چشام رسما درد میکنن از بس گریه کردم.
+امروز رفتیم مدرسه،من و سارا و فرناز،هیچی دیگه رفتیم مخ معاون پرورشی رو کار گرفتیم برگشتیم.



تاریخ : شنبه 15 تیر 1392 | 12:10 ب.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.