تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - جهت گفتن
قرار نبود فعلا آپ کنم. نمیشه گفت که این یه آپِ.
در واقع احوالات و حرفایی بوده که باید مینوشتم.


+دارم شعر "ممنونم" .............>امید زمانی                  رو گوش میدم.خیلی احساساتیِ. دوسش میدارم.

+همین الان قصه ی "استاد و دریا" رو نوشتم. چن روز بود فکری بودم که بیارمش رو کاغذ. بغض کرده بودم داشتم مینوشتمش.

+ میگن:الی زیاد احساساتی نباش به ضررت تموم میشه. دوستم شعر میخوند،من گریه میکردم. یکی از دوستام اشاره کرد بس کن. شاید گریه کردنم اون موقع بی مورد بوده باشه اما واقعا از ته دل بوده.    میدونن تا حالا عاشق نبودم اما فجیع احساساتی م. پس گریه هام به خاطر عشقی نیست که نیست بلکه واسه اینه که عمق احساس شاعر رو درک میکنم،سرزنشم نکنین این حس از تولدم باهام بوده.    من از عقلمم استفاده میکنم پس نگین که احساساتی بودنم به ضررم تموم میشه.

+تو ماشین نشسته بودیم،بابا رفته بود میوه بخره برگرده. مامان یه داستان تعریف کرد. بعد دید ساکتم.     برگشت دید دارم اشک میریزم.   

+لبخند میزنم و شوخی میکنم چون دوست دارم لبخند زدن رو .  اما لطفا فکر نکنین وقتی مقابل حرفاتون لبخند میزنم حرفاتون اصلا درد نداشت. چرا درد داشت،پس خواهشا دفعه ی بعدش تَرکِش حرفاتون رو بیشتر نکنین افراد جامعه. اونوقت موجش خیلیا رو میگیره. ازمن گفتن بود. ممنون.

+دارم یه نُت خیلی سخت رو میزنم.اجداد آدمو درمیاره.   باید به فکر یه گیتار نو باشم. 

+دلم یه MP3 نو میخواد.  

+کلاس انگلیسی هم هفت خان رستم رو رد کردم.رسیدم به 7بزرگسال.(PI1)   

+در فکر یاد گرفتن زبان کره ای و فرانسویم.

+رمان "دو شهر" نوشته ی "چارلز دیکنز"   رو خریدم.

+دلم یه اتفاق جالب میخواد ک هیجانی باشه...مثلا رانندگی با سرعت درحد مرگ 

+احساس خلاء میکنم.

+فردا کارنامه :(      

+از هرکسی بشنفم که بخواد بیاد مدرسه ی ما "شاهد"   درس بخونه، جوری میزنمش که صدای سگ بده. اگه بفهمم از جونش سیر شده هم نمیذارم بره این مدرسه درس بخونه. با این که نمونه ست  و بهش افتخار میکنم اما حوصله ش رو ندارم.

+چرا امشب اینقدر هوا تاریکه؟  :D

+امشب بلاخره "هوش سیاه"   رو دیدم. بیب بیب هورا.        ایول "کیکاووس یاکیده"

+قرار بیرون رفتن با سارا و هانیه و فاطمه افتاد چهارشنبه.        دوشنبه قراره مائده بیاد اینجا.

+اینم تمومید.

+خو الهه خانوم حالا بره یه سایتی توش جک بخونه بعد کتاب بخونه بعد هم بخونه که فردا روز مهمیه. "باشد که رستگار شویم..."

+شب دراز است و الهه بیدار

+خدایا خداوندا خودت رحم کن. خودمو به خودت میسپارم.  این لج کردن دبیرا کار دستمون نده.

+امشب ستاره نداره آسمون!

+اصلا ناراحت نیستم.خوشحالم نیستم.خنثی م. البته میدونم این حس الانمه. چون فردا حتما باید یا ناراحت باشم یا خوشحال. :D

+ج ... ش، بوس،لالا


تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.