تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - میدونی؟!!!!؟

میدونی؟

گاهی اوقات دوست دارم بغضم رو مخفی نکنم تا هیچ کی نفهمه که منم بغض دارم.

بغض از اینکه میرم بیرون اما صحنه هایی میبینم که دوست داشتم زنده نبودم و نمیدیدم.

میدونی؟

گاهی اوقات دوست دارم همراه اون زنی که نشسته کنار خیابون و دستش رو دراز کرده بزنم زیر گریه.

کنار اون پیرمردی که بچه هاش انداختنش بیرون و حالا کنار خیابون با دو تیکه مقوا میخوابه.

واسه اون دختربچه ی معصوم گل فروش که دیگه کم مونده بیفته به پای مردم که ازش گل بخرن.

واسه اون پسرک دعافروشی که کله ی کچلش برق میزنه و از چشاش موج شیطنت بچگی میباره اما داره کار میکنه.

دلم میخواد گریه کنم واسه

اون آدمی که واسه اینکه بتونه از خجالت زن و بچه ش دربیاد داری 3 شیفت کار میکنه و  شبا هم میره مسافرکشی.

دلم میخواد گریه کنم واسه اون پیرمردی که دستاش داره از سرما یخ میزنه اما تو آشغالا میگرده شاید یه چی واسه خوردن پیدا کنه.

 دلم میسوزه واسه اون بچه ای که مجبوره همراه مادرش بره در خونه این و اون و تقاضای یه خرده کمک کنه.

دلم واسه اون دختری که زندگی باحالی داره اما فکر میکنه هیچ چی نداره میسوزه.

دلم واسه آدمای خودخواهی که فکر میکنن فقط خودشون مهمهن میسوزه.

دلم واسه آدمایی که فکر میکنن فروختن آدما و بردن آبروشون با هر شرایطی افتخار باحالیه واسشون.

دلم واسه اون همسایه ای که همش سر کوچه ست یا سرش رو از پنجره آورده بیرون که ببینه بچه ی فلان همسایه با کی میره و با کی میاد میسوزه.

دلم واسه همه میسوزه

دلم واسه اونی که فکر میکنه من شوخ م و پس هرشوخی که دلش میخواد میکنه میسوزه

دلم واسه آدمایی که منو خوب نشناختن و درموردم قضاوت میکنن میسوزه

دلم واسه همونایی که دلم رو سوزوندن هم میسوزه.

همه ی اونایی که دلم میخواد بشینم و واسه شون تا ابد گریه کنم.

اما لطفا یکی پیدا بشه....

لطفا یکی پیدا بشه واسه همه ی سادگی ای که دارم و هیچ وقت ازش عبرت نگرفتم دل بسوزونه...

لطفا یکی پیدا بشه واسه من گریه کنه...

لطفا....

 

+الی نوشت:

این آپم فقط جهت دردودل بود.   درد و دل واسه صجنه هایی که میرم بیرون و میبینم و بغض میکنم اما تو خودم میریزم.

الی نوشت2:

حالم خوبه. فقط خواستم منم یه درد و دلی کرده باشم.



تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391 | 04:16 ب.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.