تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - I Hate SHAHEDs School

سیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.

بسی زیاد خوشحال میباشیم که انتظارمان به پایان رسید تا ما بیاییم و اندکی بنویسیم.594913_type.gif

چیزای مختلفی تو این هفته اتفاق افتاد.   خوشحال تر بودم چون بی خیال تر شدم. 427120_yahoo.gif

میخوام هر اتفاقی که افتاده رو به ترتیب روزاش بنویسم.  اندکی منظم شده ایم(هوارتا :دی)52620_wink.gif

+شنبه:

*بارون اومد، به معنی دیگر سیل آمد.881221_175821_Laie_93.gif

*این مدرسه مون، ورزش رو گذاشته روز شنبه،به نظر شما این مدرسه رو کجا ببرم سوغاتی؟   396320_shout.gif

هندبال که بازی میکنیم انگار که داریم ورزش های رزمی کار میکنیم. یعنی فقط خدا نکنه که توپ بیفته تو دست یه نفر،  همه عین این دسته مغولا بهش حمله میکنن. این شنبه ما 7 تا گل زدیم ، رقیبمون هم 5 تا.   816720_JC-goalie.gif          به جان خودم من موفقیتم رو باید مدیون مرجان بدونم. 615221_Laie_99.gif مرجان تو تیم رقیبه، بعد یه جوری بازی که میکنه منو حرص میگیره، من بدتر تلاش میکنم که گل بزنم که غیض مرجان رو دربیارم. یَک حالی میده.126121_Laie_79.gif

+مارال هم سوتی داد که اگه بنویسم، وبلاگم فیلتر میشه پس کلا بی خی خی.894520_unknown.gif

+یکشنبه:

* این دبیر منطقمون یه مانتو میپوشه که از بس واسش تنگه،این قسمت دکمه هاش باز شدن. یعنی دراون حد که من میترسم یهو یکی از دکمه هاش یه روز تلقی کنده بشه،صاف بخوره وسط پیشونیمون.619120_sarcastic.gif  آخه این چه وضعشه آخه؟214920_Cherna-facepalm.gif

*تو منطق میخونیم که"انسان حیوان متفکر است"       بعد این دبیرمنطقمون داشت از الهام سوال میکرد گفت:واسه انسان نوعش رو مشخص کن.      الهام جواب غلط داد.  یهو این دبیرِ برگشته، میگه:  مگه من گفتم جنس این حیوونا رو مشخص کن؟      یهو من و هانیه ترکیدیم از خنده.  آخه صاف برگشته به ما میگه:حیوون. همینه که میگم بعضی از دبیرا ادب یادشون نیست .719520_bomb.gif لطفا مسئولین بررسی کنن.663920_phil_25.gif

+دوشنبه هم قرار بود برم خونه ی ریحون اینا، اما حال نداشتم واسه همین به ریحون گفتم که بیاد خونه ی ما.

اومد خونه ی ما و کلی حرف زدیم و خندیدیم و منم روانی ش کردم.  اومد عکسای منو با فتوشاپ درست کنه، یعنی دوانه ش کردم، هی بهش حرف میزدم بعد این همش میخندید. ساعتای 9 اینا بود که رفت. فلشش رو هم جا گذاشت، دوباره برگشت اومد گرفت.

+سه شنبه:

هانیه میگه: رفته بودم کلاس زبان.    یهو یه دخترِ از یه کلاس اومده بیرون، داد میزنه: یه سوسمار تو کلاسه.          من رفتم بهش میگم: سوسمار کو؟ نشونم بده.

نشونم داد.  دیدم به یه بچه مارمولک میگه: سوسمار.   172821_578321_Laie_91B.gif                همه داغونن به جان خودم.

+چهارشنبه:

*واسه جغرافیا یه کیسه کوچیک شن آورده بودیم تو کلاس که دبیر واسمون تپه رو نشون بده و محاسبه و مسئله ش رو.   بعد اون کیسه همینطوری تو کلاس مونده بود. امروز دبیر زبان فارسی مون اومده تو کلاس. میگه: اینا چیه؟ این کیسه شن چیه؟ با این چیکار میکنین؟

من گفتم: خانوم ما اینجا عملگی میکنیم. ما عمله ایم. پاچه شلوارامون رو میدیم بالا،شن لگد میزنیم.  :دی721120_biggrin.gif

*سرزنگ آرایه های ادبی،یکی از بچه ها سوتی داد، همه خندیدن، دبیر میگه: این خنده نداشت.چرا خنده میکنین؟ هرکسی یه اشتباهی میکنه،مثلا منم گاهی اوقات اشتباه میکنم.       یهو سارا گفت: خانوم ما واسه شما هم میخندیم.    

* سرزنگ جامعه شناسی ،یهو از بچه ها پلاستیک ترکوند، همه فکر کردن من این کار رو کردم. حتی دبیر، حالا هی قسم میخورم من نبودم،مگه کسی باور میکنه،چرا اینقدر من مظلومم؟24420_JC_cupidgirl.gif

من فقط یه چن بار رو جای ساندیس پریدم که مهیب صدا خورد حالا این دلیل میشه که سردرس هم پلاستیک بترکونم؟

*دوشنبه، سر میز شام داشتم درمورد مدرسه میحرفیدم،یهو به خاطر بی احترامی ای که به بچه ای رشته ی علوم انسانی تو این مدرسه میشه، زدم زیر گریه. 847720_girl_cray.gifخیلی خسته شدم.  هرکسی بخواد بیاد مدرسه ی شاهد آیت الله بهجت، اول میپرسم،چی رشته ای میخوای بری؟ اگه گفت: علوم انسانی.    میگم: نرو این مدرسه. بچه های علوم انسانی تو این مدرسه آدم نیستن.

بچه های تجربی و ریاضی اگه برن پیش مدیر مدرسه مون-مدیر نمونه ی امسال رشت-  و از دبیرشون با بدترین لحن شکایت کنن،مدیر میگه:حتما رسیدگی میکنم.

اما وقتی ما میریم که از دبیر عربی مون از خانوم مدیرمون با بهترین لحن و با احترام زیاد انتقاد کنیم و وقتی میگیم که مدیر نمونه ،  ما سرزنگ عربی هیچی نمیفهمیم،میگه: خواب این مشکل از مغزتونِ.    

تو رو خدا نخندین،720_dash1.gif به خدا گریه داره که فردی با این ادب مدیر بشه،بعد رفتارش فقط تومواقعی که واسه خودش نفع داره، خوب باشه.  

خیلی سخته تو مدرسه اینقدر بهت بی احترامی کنن که حتی بچه های تجربی و ریاضی به خودشون این جرئت رو بدن که بهت بی احترامی کنن/

خیلی سخته وقتی خیلی ها فکر میکنن اگه بچه تنبل باشی، میری رشته ی علوم انسانی.

خیلی سخته حتی ریاضی ت هم خوبه، اما چون عاشق ادبیات  تاریخی،میری این رشته و بقیه به چشم تحقیر نگات میکنن.

خیلی سخته که هیچکی ندونه واسه پیشرفت رشته ی انسانی هم لازمه.

خیلی سخته تو مدرسه ای درس بخونی که حتی بچه زرنگی اما هیچ کس زرنگی ت رو نبینه.

خیلی سخته دوران راهنمایی ت واست شیرین تر از دوران دبیرستان باشه،چون دبیرستان رو واست زهر کردن.

و  خیلی سخته که هیچکی نمیدونه من با عشق به ادبیات و تاریخ رفتم علوم انسانی، اما تو این مدرسه با دیده ی تحقیر نگات میکنن.

+امروز با مامی و الهام رفتم بیرون، میخواستم مانتو بخرم، اما هیچی خوشم نیومد.621221_LaieA_011.gif

+ تو پیاده رو داریم میریم،مامان وسط من و الهام داشت راه میرفت. اومدم واسه الهام جک بگم،میگم: یه روز یه معتاده...   الهام میگه: چی؟  میگم: یه روز یه معتاده...

الهام با صدای بلندتر میگه: چی؟  من با صدای بلندتر: یه معتاده....   الهام: چیییییی؟    یهو من داد زدم: معتاد.                      یهو یه مرده ترسید،برگشت منو نیگاه کرد چرا ایجوری دارم داد میزنم.

+کتاب لیلی و مجنون رو خریدم که بخونم. عاشقشم.162520_girl_dance.gif

+الهام واسم جامدادی خوجل و با مدادرنگی خریده.258216_thankyou.gifدوست دالم هوارتا.328720_kiss.gif

+یه دستبند بود خیلی دنبالش میگشتم، امروز پیداش کردم. بسی خوشحال میباشیم.486421_LaieA_001.gif

+ریحون اومد خونه مون،روانیش کردم هوارتا. 6021_LaieA_013.gif دوست دالم ریحونم.731916_bouquet2.gif

+زهرا جون( وبلاگ دنیای خودمون) تفلدت مفالک ققونت بلم. ایشاا...هوارسال بمونی تو این دنیا شاد و سالم.426320_give_heart.gif

+فردا جشن بازنشستگی خاله مان است،38120_girl_claping.gif شعر بردن شده است وظیفه ی ما.

+مرمر جونم دوست دالم.35416_smiley_tools_5.gif

+این منم وقتی که میریم اتاق سایت:499321_Laie_87B.gif

و مثل همیشه:

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــــــونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دالــــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــــــ

هــــــــــــوارتـــــــــــــا



تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:21 ب.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By SlideTheme :.