تبلیغات
✻✻☂زمستون با طعم لواشک انار☂✻✻ - الیوت خارق العاده

سیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.

 

+ دلم شادِ.     روزهای زندگی م که هی فعلا داره خوب میگذره،  لااقلش اینه که با تغییر رویه ای که دادم داره بهتر میگذره.

قبلا فقط به آسمون نگاه میکردم،آرامش داشتم، اما الان حتی به آدمها هم نیگاه میکنم آرامش دارم،حتی به خیابون و حتی آسفالتش، حتی به سنگریزه هایی که دور و برمون ریختن، به این فکر میکنم که زنده م دارم اینا رو میبینم.پس امیدوار باشم بهتر از اینه که ناراحت باشم.....  اگه کسی بهم حرفی میزنه،نذارم که روم تاثیر بذاره،  میذارمش به دلیلی که اون بهم حرف زده، جوابش رو میدم که فکر نکنه آدم ضعیفیم و نمیتونم از خودم دفاع کنم.  اگه یه موقعی سکوت میکنم، دلیلش اینه که دوست ندارم خودم رو به زحمت بندازم که بخوام بهش جواب بدم.

تو فال اسفند ماهی ها نوشته بود که صبر ایوب دارن، یه خده که فکر کردم دیدم درست میگه گاهی اوقات خیلی صبر میکردم.           این روزها بی خیالی رو هم به فهرست اخلاقم اضافه کردم، من فقط باید به فکر خودم و آرامشم باشم.

خدایا این روزا کمتر صدات میکنم،عذر میخوام.      خودت میدونی چقدر دوست دارم. 

+این متن بالایی یهو نوشته شد.  این قلبم فوران جمله شد، مجبور شدم بنویسمش.

+قالبم چطوله؟ دوسش میدارم.

+و از خاطراتم بگویم:

+ امروز با سارا قرار گذاشتم و صبح رفتیم بیرون.  اول رفتیم مدرسه آخه میگفتن مدل مقنعه ش عوض شده،داشتیم میرفتیم که مدلش رو بگیریم.   آدرس بهمون دادن که بریم از اونجا بخریم. بعد هم رفتیم سبزه میدون که بریم کیش(کلاس زبان کیش) نتیجه ی فاینال سارا اومده بود اما واسه من نه.

هیچی دیه به احتمال زیاد دوباره سه شنبه قرار میذاریم که هم بریم مقنعه بخریم هم بریم جواب امتحان من رو بگیریم.اومدم خونه پاهام گزگز میکرد.

+ مریض شدم نافرم. رو به نابودی در حرکتم.    دیشب یه پنی سیلین زدم،امشبم یکی دیگه،فردا هم یکی دیگه باید بزنم.  اولین روز به اون زنه گفتم میخواین آمپول بزنین،123 هم بگین دیگه.        زنیکه 123 نگفت،همینطوری زد.

این رفتارش یعنی چه؟  آیا حرفم را نشنید؟ آیا من آنجا ساقه ی کرفس بودم؟  آیا او من را اصلا آدم حساب مینمود؟

+پنجشنبه فاینال که دادم،الهام اومد دنبالم که بریم خونه ش.  منتظر تاکسی موندیم، هی الهام به این تاکسی ها گفت: فلان جا؟ فلان جا؟        یهو یه ماشین پراید داشت نگه میداشت واسمون،یه زنه توش نشسته بود شبیه معتادها بود، شب هم بود،الهام یهو ترس برش داشت،قیافه ی اون زنه هم وحشتناک بود،الهام هول کرد،گفت: دخانیات؟

خانم، یهو من وسط خیابون زدم زیر خنده. دوست داشتم فقط بشینم بخندم. خیلی باحال بود.

+ رفتیم خونه شون،شام خوردیم تا محمدجون از سرکار اومد.   دیگه محمد هم شام خورد،یه خرده TV نیگاه کردیم، ساعت 1 و خرده ای اینا بود، محمد گفت میخوام فیلم گشت ارشاد رو ببینم. هیچی دیگه نشستیم دیدیم، بعد محمد بلند بلند میخندید من و الهام به زور جلوی خنده هامون رو گرفته بودیم، یهو یه تیکه از فیلم نشون داد که با شلوارک از ماشین پیاده شدن یهو من بلند بلند شروع کردم خندیدن.    ساعت 2 و خرده ای شب بود که فیلم تموم شد. حالا به خاطر این خنده های بلند مون به چه تعداد از همسایه ها فحش خوردیم، اطلاعی نداریم.

+باورم نمیشه مدرسه داره شروع میشه! معلوم نیست امسال با کدوم از دبیرا بیفتم رو دنده ی لج. پارسال که با معاون پرورشی مون سرجنگ داشتم، یه،دو سه بارم که با دبیر تاریخمون حرفم شد. آخر سر هم بهم گفت:رو که نیست،سنگ پای قزوینِ.         نمیبخشمش. امسال بازم دبیرم باشه ،میدونم چجوری رفتار کنم باهاش.

آخه هی حکم میکرد   که تو و سارا با هم دیگه تقلب کردین،منم میگفتم:تقلب نکردیم.چرا هی میگین تقلب کردیم؟اصلا هر دوتا درسمون رو خوندیم،دیگه تقلب واسه چی؟ 

آخر سر ورقه هامون رو داد من و سارا خدایی حق دادیم بهش که متوجه بشه که تقلب کردیم، یه چیز خیلی کوچیک رو هر دوتا یه جواب، بی معنی داده بودیم.   بعد مارال جلوی دبیر رو گرفته بود که نمره هامون رو کم نکنه.

الناز میگفت شبیه این آدماییه که تازه از سرمنقل پا میشن،لاغر که بود،حال نداشت بیشتر موقع ها، مخصوصا صبح ها که میومد،چشاش پف کرده بود.

+ راستی موهام رو کوتاه کردم.  مصری فانتزی زدم.        اولین روز خودم رو تو آینه نیگاه میکردم،نمیشناختم. خدا کنه زود بلند شه.

+ به پایان رسید حکیات، اما حرف ها همچنان باقیست.

+دوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــــونــــــــــ

 دالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 هــــــــــــــــــــــــــــوارتــــــــــــــا.



تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 12:05 ق.ظ | نویسنده : ♂ÈLMõ♂ | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: Weblog Themes By SlideTheme :.